گنجور

سراج قمری » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴

 

چون لب تو غنچه نبود، چو رخت سمن نباشد

بر زلف تو چمن را، سر یاسمن نباشد

سخن از دهان تنگت چو شکر شکسته زاید

چه بود خود آن دهانی که شکرشکن نباشد

تو چه محنتی که شادی زتو هیچ جان نبیند

[...]

سراج قمری