گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۶

 

گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟ور چه مات می‌خوانیم، این دعا چه دانی تو؟
چون ز خود نشد خالی هیچ نفس خودبینتاز خدا سفر کردن، در خدا چه دانی تو؟
شب چو خفته می‌باشی تا به روز در خلوتگر هدر شودخونی، یا هبا چه دانی تو؟
ای که مرد معنی را زیر خرقه می‌جوییآن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی