گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۶

 

تا جمالش در تجلی دیده ام
صورتش را عین معنی دیده ام
دیده ام روشن به نور روی اوست
لاجرم بیناست یعنی دیده ام
مست ومجنون ، روز و شب سرگشته ام
تا به لیلی حسن لیلی دیده ام
ذات من آئینه ، او آئینه دار
هر دو را در یک تجلی دیده ام
غیر معشوقم نیاید در نظر
عاشقان را گر چه خیلی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی