گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۷

 

خوش دری بر روی ما بگشاد باز
آفتابی در قمر بنمود باز
جام و پیمانه به ما بخشید او
می به پیمانه به ما پیمود باز
مخزن اسرار را در باز کرد
گنجها ایثار ما فرمود باز
آفتاب حسن او چون رو نمود
مه ز نور روی او افزود باز
دیر آمد خود بر ما زود رفت
گفتمش جانا مرو نشنود باز
عقل شهبازیست خوش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی