گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷

 

دل ز جان برگیر تا راهت دهندملک دو عالم به یک آهت دهند
چون تو برگیری دل از جان مردوارآنچه می‌جویی هم آنگاهت دهند
گر بسوزی تا سحر هر شب چو شمعتحفه از نقد سحرگاهت دهند
گر گدای آستان او شویهر زمانی ملک صد شاهت دهند
گر بود آگاه جانت را جز اوگوش مال جان به ناگاهت دهند
لذت دنیی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار