گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲

 

در هوایت بی‌قرارم روز و شبسر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنمروز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان می‌خواستندجان و دل را می‌سپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منستیک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی