گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۳

 

عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشدسرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد
با قناعت صلح جوید محرم حرمت شودبرگ بی‌برگی به فرق زهره و پروین کشد
دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاستسینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد
جعفر طیار باید تا به علیین پردحیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد
هر خسی از رنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی