گنجور

رهی معیری » غزلها - جلد اول » بهشت آرزو

 

بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتمدر سرای دل بهشت آرزویی یافتم
عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبارتا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم
خاطر از آیینه صبح است روشن تر مرااین صفا از صحبت پاکیزه رویی یافتم
گرمی شمع شب افروز آفت پروانه شدسوخت جانم تا حریف گرم خویی یافتم
بی تلاش من غم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری