گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۱

 

حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببینخال مشکین بر لب شیرین چون قندش ببین
بسته بر هم گردن شهری، دل دیوانه رادر میان حلقهای زلف چون بندش ببین
چشم معنی برگشای و چشمهٔ آب حیاتمضمر اندر گوشهٔ لعل شکرخندش ببین
اشک همچون دجلهٔ من در غمش دیدی بسیبر دل من محنت چون کوه الوندش ببین
دیده‌ای کان عهد یاران […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی