گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۳

 

دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود
دردرون جان جراحت بر برون مرهم چه سود
صورت آدم تن و معنیش جان روشن است
معنی آدم نداری صورت آدم چه سود
دل پراکنده ست چشم از این و آن بستن که چه
خانه را صد رخنه در دیوار، در محکم چه سود
پیش چشم تیزبین عالم ندارد نقض […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی