گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۶۹

 

این منم خود را چنین در دست غم بگذاشته
پای مال محنت و جور و ستم بگذاشته
دل به غربت داده و آرام جان در انتظار
عهد او بشکسته و شرط قدم بگذاشته
قصه دردی از او هر شب صبا آرد به من
حرف پنهان کرده و نقش قلم بگذاشته
دیده باشی نیک بختان ریاضت دیده را
از پی اسلام تعظیم صنم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری