گنجور

صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
شور شیرنی نمی‌خواهد به سر پروز ما
سر به جز آغوش زانو جا نمی‌جوید دگر
بار دوش کس نگردد بعد از این شبدیزما
شش جهت رانی همین شد ز ابر مژگان عرصه تنک
نه فلک دارد حذر از خنجر خون ریز ما
عشرت گلزارها شد بر هزاران واگذار
غنچه داغ است گلهای نشاط […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی