گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷

 

باز درس خاشاکم سطر شعله خوانیهاست

صفحه میزنم آتش عذر پرفشانیهاست

کیست ضبط خودداری تا کشد عنان من

خون بسمل شوقم ساز من روانیهاست

بی زبانی عاشق ترجمان نمی خواهد

تا شکست رنگی هست عرض ناتوانیهاست

روز کلفت حسرت شام داغ نومیدی

صبحم آن و شامم این طرفه زندگانیهاست

برگ عشرت هستی غیررقص بسمل چیست

رنگ و بوی این گلشن جمله پرفشانیهاست

چسم و کوه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی