گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۹

 

سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درست
ناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درست
گر چه دایم در شکستم بود چشم شور خلق
شور من نگذاشت در عالم نمکدانی درست
بلبل از آوازه عالم را گلستان کرده بود
تا گل خونین جگر می کرد دیوانی درست
آه ازین گردون کم فرصت که با این دستگاه
در ضیافت خانه اش ننشست مهمانی درست
کیستم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۶۳

 

رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست
در ازل بسته ست با پیمانه پیمانی درست
در لباس شیشه تا می جلوه گر شد کم گذاشت
خلعت تقوا و توبه بر مسلمانی درست
گر دهد لب نوجوانی می ندانم چون گزم
پیریم چون در دهان نگذاشت دندانی درست
دامنم چاک از تو چون چینم گل از گلزار عیش
چیدن گل نیست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۱۱۳

 

عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
از فغان در شهر نگذارم گریبانی درست
با وجود آن که عشق آورد صد داروی تلخ
بهر درد ما نشد اسباب درمانی درست
تا نبردم صد شکاف از دست، گریبانم نهشت
وای اگر بودی به دست غم گریبانی درست
غم ندارم گر بود سامان عیشم ناتمام
عیب باشد سفره ی درویش را نانی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰

 

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست
بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست
گر چه چشم می گویدم جویم دلت لیکن که یافت
قول مستی راست عهد نامسلمانی درست
عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راست
راست گویم این سخن هم نیست چندانی درست
بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجوی
در دهان عاشقان نگذشت دندانی درست
بار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی