گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷

 

نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
عاشقم و ز بهر سودای چنین جان می دهم
ای که از حال من آشفته می پرسی، مپرس
کز پریشانی خبرهای پریشان می دهم
پیش آن لب زار می میرم، زهی حسرت! که من
تشنه لب جان بر کنار آب حیران می دهم
این چنین کز چشم من هر گوشه می بارد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی