گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵

 

در فراق روی جانان بر نتابد بیش ازینسینه داغ هجر آنان بر نتابد بیش ازین
با چنین تلخی، که طبع ما کشید از دست هجرشور این شیرین زبانان بر نتابد بیش ازین
پیر گشتم، ایدل، از خوبان حذر می‌کن، که پیرقوت دست جوانان بر نتابد بیش ازین
مهربانا، گر توانی رحم کن بر کار مازانکه کار ناتوانان بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی