گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲

 

میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیستخوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاستگو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای اوگو نگاهی کن که پیش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ