گنجور

رهی معیری » غزلها - جلد سوم » شمع خاموش

 

منع خویش از گریه و زاری نمی آید ز من

طفل اشکم خویشتن داری نمی آید ز من

با گل و خار جهان یک رنگم از روشندلی

صبح سیمینم سیه کاری نمی آید ز من

آتشی بویی ز دلجویی نمی آید ز تو

چشمه ام کاری به جز زاری نمی آید ز من

ای دل رنجور از من چشم همدردی مدار

خسته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رهی معیری