گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۴

 

گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم
سر چه باشد هرچه دارم در نظر آرم به چشم
گفته بردار از خاک در ما روی خویش
گرچه گردست آن نه رو آن گرد بردارم به چشم
گفته نظاره رویم به چشم من گذار
چون نوع چشم دیگری غم نیست بگذارم به چشم
گفته از دور به شمر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی