گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸

 

همچو عنقا بی‌نیاز عرض ایجادیم ما

یعنی آن سوی جهان یک عالم آبادیم ما

کس درین محفل حریف امتیاز ما نشد

پرفشانیهای بی‌رنگ پریزادیم ما

اشک‌یأسیم ای اثر از حال ما غافل مباش

با دو عالم نالهٔ خون‌گشته همزادیم ما

شخص‌نسیان شکوه‌سنج‌غفلت احباب‌نیست

تا فراموشی به خاطرهاست در یادیم ما

نسبت محویت از ما قطع‌کردن مشکل است

حسن تا آیینه دارد حیرت آبادیم ما

محرم‌کیفیت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی