گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۵

 

خوش‌خرامان داد طبع سست‌بنیادم دهید

خاک من بیش از غباری نیست بر بادم دهید

در فرامش ‌خانهٔ هستی عدم گم کرده‌ام

یادی از کیفیت آن الفت آبادم دهید

از خیالش در دلم ارژنگها خون می‌خورد

یک سر مو کاش سر در کلک بهزادم دهید

نغمهٔ دردی به صد خون جگر پرورده‌ام

گر دماغی هست ‌گاهی دل به فریادم دهید

زین تهی‌دستی ‌که بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی