گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۰

 

من نمی‌گویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین
چشم من فرش است هرجا می‌نهی پا بر زمین
کشتی چشم تر من بود با دریا قدر
اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین
زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان
عشق را یک پای بر عرش است و یک پا بر زمین
جای برگردون بود افتادگان عشق را
من هم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی