گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۲

 

از هوس چون شمع‌گر سر بر هوا برداشتم

چون تامل شدگریبان نقش پا برداشتم

زندگانی جز خجالت مایهٔ دیگر نداشت

تر شدم چون اشک تا آب بقا برداشتم

ناتوانی در دماغ غنچه‌ام پرورده بود

پایمال عطسه گشتم تا هوا برداشتم

خواهشم آخر به زیر بار منت پیرکرد

پیکرم خم شد زبس دست دعا برداشتم

هرکجا رفتم غبار زندگی در پیش بود

یارب این خاک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی