گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲

 

زنده نبود آن دلی کز عشق جانان باز ماند
مرده دان چون دل ز عشق و جسم از جان باز ماند
جای نفس و طبع شد کز عشق خالی گشت دل
ملک دیوان شد ولایت کز سلیمان باز ماند
جان چو کار عشق نکند بار تن خواهد کشید
گاو آخر شد چو رخش از پور دستان باز ماند
این عجب نبود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی