گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵

 

عشق جانی داد و بستد والسلام

چند گویی آخر از خود والسلام

تو چنان انگار کاندر راه عشق

یک نفس بود این شد آمد والسلام

شیشه‌ای اندر دمید استاد کار

[...]

عطار