گنجور

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش اول

 

آفت ادراک این قیل است و قال

خون به خون شستن حلال آمد،حلال

هین و هین ای راهرو بیگاه شد

آفتاب عمر سوی چاه شد

تو مگو فردا که فرداها گذشت

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت دوم

 

این سخن شیر است در پستان جان

بی کشنده شیرکی گردد روان

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت دوم

 

زندگانی چیست؟ مردن پیش دوست

کاین گروه زندگان دل مرده اند

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم

 

باز می گیرند چون استارها

نور از آن خورشید این دیوارها

شیشه های رنگ رنگ آن نور را

مینماید این چنین رنگی به ما

چون نماند شیشه های رنگ رنگ

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول

 

جوش نطق از دل نشان دوستی است

بستگی نطق از بی الفتی است

دل که دلبر دید، کی ماند ترش

بلبلی گل دید، کی ماند خمش

لوح محفوظ است پیشانی یار

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول

 

چون نصیب ما نشد وصل حبیب

ما و درد بی نصیبی یا نصیب

روی خود بنمایت گفتی زدور

کاش بودی این سعادت عنقریب

شیخ بهایی
 
 
sunny dark_mode