گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۵

 

آن کف پا بر زمین حیفست، ای سرو سهی

چشم آن دارم که: دیگر پای بر چشمم نهی

تا سر از جیب خجالت بر ندارد آفتاب

خیمه بر دامان صحرا زن چو ماه خرگهی

می روی بر اوج خوبی، فارغ از بیم زوال

[...]

هلالی جغتایی
 
 
۱
۴
۵
۶