گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳

 

یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست

یوسف اندر مصر دل، در دیده رود نیل چیست

آن بت اندر سینه و سوزان دلم قندیل وار

چون دلم بتخانه شد، بتخانه را قندیل چیست

کشتن خود خواستم از غمزه خون ریز او

[...]

امیرخسرو دهلوی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۷۰

 

طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست

حاصل تحصیل دیگر غیر قال و قیل چیست

چندراه کعبه پیمودن درآ درمیکده

جام مالامال گیر این گام میلامیل چیست

مجلس دردی کشان بی نقل ماند ای محتسب

[...]

جامی