گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳۷

 

حرف آن حسن بسامان از من مجنون مپرس

شوکت بزم سلیمان از من مجنون مپرس

می شود شق جامه صبح از شکوه آفتاب

باعث چاک گریبان از من مجنون مپرس

نیست ملک بیخودی را ابتدا و انتها

[...]

صائب تبریزی