گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷

 

بوی زلف یار آمد یارم اینک می‌رسد

جان همی آساید و دلدارم اینک می‌رسد

اولین شب صبحدم با یارم اینک می‌دمد

وآخرین اندیشه و تیمارم اینک می‌رسد

در کنار جویباران قامت و رخسار او

[...]

عطار