×
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۱
جلوه هر جا یار با پای نگارین کرده است
نقش پایش خاک را دامان گلچین کرده است
رشته سبحه است هر تاری ز زلف کافرش
بس که تاراج دل آن غارتگر دین کرده است
کرده است از سادگی محضر به خون خود درست
[...]
۱۰ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۲
خانه پردازی که تاراج دل و دین کرده است
طاق ابرو را مقرنس کاری چین کرده است
می رسد چون صبح منشورش به مهر آفتاب
مطلع ما را کسی کزصدق تحسین کرده است
می پذیرد گوهر غلطان عیار اعتبار
[...]
۷ بیت
سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸
غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
رسم و آیین رخنه ها در خانهٔ دین کرده است
شهسوار عشق در هنگامهٔ جان باختن
عیش بی اندیشه را در خانهٔ زین کرده است
از شفق هر شب مس افلاک ظاهر می شود
[...]
۷ بیت
