×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴۳
تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
شب قدر من است امشب که قدر این نمی دانم
روی در باغ و می گویی که گل بین چون منم عاشق
همین روی تو می بینم، گل و نسرین نمی دانم
چنانم لذت یاد تو بنشسته ست اندر جان
[...]
۶ بیت