×
واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۰
مرا از نعمت دیدار، دل سیری نمیداند
ز روی دوستان، آیینه دلگیری نمیداند
به آب چرب و نرمی، تازهام دارد ز بس لطفش
چو نخل شعله، هرگز عشق من پیری نمیداند
به عشق دوست، میزیبد گرفتن ملک دلها را
[...]
۱۲ بیت