گنجور

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۷

 

شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم

در مانده تقدیرم و تدبیر ندارم

منصور فت گر بکشندم بسردار

از عشق تو جز ناله شبگیر ندارم

دیوانه بصد عقل من غمزده جانست

[...]

۷ بیت
اهلی شیرازی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۴

 

دارم دل گرم و دم تقریر ندارم

دریاب که می سوزم و تدبیر ندارم

۱ بیت
بابافغانی
 

افسر کرمانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱

 

غیر آن زلف پر از سلسله زنجیر ندارم

من دیوانه در آن مرحله تدبیر ندارم

من که ویرانه گنج لب یاقوت تو باشم،

شادمانم که سر منت تعمیر ندارم

من که بر تن زره از حلقه زلف تو بپوشم

[...]

۶ بیت
افسر کرمانی