گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲

 

رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را

شوخی چشمِ غزالان است زِهگیر تو را

می‌شود سرسبز از عمرِ ابد، آن را که کِشت

داده‌اند از چشمهٔ خضر، آبِ شمشیر تو را

چرخ نتواند نگاهِ کج به مجنونِ تو کرد

[...]

۷ بیت
صائب
 

طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را

کز دو صد دل بگذراند ناوک تیر تو را!

بند سودای غم یوسف زلیخا کی شدی

گر بدیدی پیچ و تاب زلف زنجیر تو را؟!

رمز سامان تغافل آنقدر فهمیده‌ام

[...]

۱۰ بیت
طغرل احراری