گنجور

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴

 

کس از پرده بیرون ندیدی مرا

نه هرگز کس آوا شنیدی مرا

۱ بیت
فردوسی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵

 

مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟

من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا

خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛

غیر چون کرد التماس من، نبخشیدی مرا

امشب و امروز، کز روی تو چشمم روشن است

[...]

۷ بیت
آذر بیگدلی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » منظومه‌ها » شورشنامه » بخش ۱۴ - دلداری دادن محمد بانو را

 

کنون باز آنم که دیدی مرا

پسندیده چون جان گزیدی مرا

۱ بیت
ادیب الممالک
 

رهی معیری » ترانه‌ها و نغمه‌ها » شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودم

 

گرچه به خاک و خون کشیدی مرا

روزی که دیدی مرا

بازآ که در شام غم صبح امیدی مرا

صبح امیدی مرا

۲ بیت
رهی معیری