×
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷
ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
ز گریه رخت به غرقاب خون کشیدم و رفتم
قدم به زمین ریخت از دو شیشهٔ دیده
گلاب آن گل حسرت که از تو چیدم و رفتم
ز نخل تفرقه خیزت که داد بر به رقیبان
[...]
۹ بیت
وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۸
دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
نشد پابوس روزی آستان بوسیدم و رفتم
ز گرد راه خود را بر سر کوی تو افکندم
رخ پر گرد بر خاک درت مالیدم و رفتم
اگر منزل به منزل چون جرس نالم عجب نبود
[...]
۵ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۴
غم هجران کشیدم و رفتم
زهر حرمان چشیدم و رفتم
نقد جان صرف کرده زین بازار
جنس دردی خریدم و رفتم
بوسهای زان لبم نشد روزی
[...]
۸ بیت
