گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۵

 

مردم و بوسه‌ای آن شوخ نبخشید به من

کرد هم‌خواب لحد حسرت جاوید به من

دل عجب یار خوشی بود علیه‌الرحمه

تا نفس داشت درین غمکده نالید به من

گرد او همچو صبا گرچه بسی گردیدم

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری