گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۶

 

عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت

چو دلپذیر نبودش چرا گرفت و گذاشت

عیار موجه بیتاب ما ز دریا پرس

که بارها سر زنجیر ما گرفت و گذاشت

فریب چشم پریشان نگاه او مخورید

[...]

۱۷ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۶

 

دلی که در سر آن زلف جا گرفت و گذاشت

وطن به سایهٔ بال همان گرفت و گذاشت

بگو چه‌سان نشوم پایمان بی‌قدری

که یار دست مرا چون حنا گرفت و گذاشت

ز دستگیری او زینهار پا نخوری

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری