×
کمالالدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۲۲ - و له فی المولی رکن الدّین مسعود و انفذها بخوارزم
دریای غصّه را بن و پایان پدید نیست
کار زمانه را سر و سامان پدید نیست
در بوستان دهر بجستیم چون انار
بی خون دل یکی لب خندان پدید نیست
چرخ خمیدهپشت به صد چشم در جهان
[...]
۴۰ بیت