×
سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹
خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد
خون فشان ماند نگاهی که به روی تو فتاد
هر که افتاد ز پا خواست که دستش گیرند
مگر آن کس که ز پا بر سر کوی تو فتاد
هر شراری که بر افتاد ز دلها به جهان
[...]
۷ بیت