×
حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۱
دلم ز جورِ تو خون گشت و برنمیگردد
ز راهِ دیده برون گشت و برنمیگردد
چه سختجان است این آهنینصفت دلِ من
که در فراقِ تو خون گشت و برنمیگردد
به پایِ هجر در افتاد و برنمیافتد
[...]
۶ بیت