×
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱
ز درد عشق، دل و دیده خون گرفت مرا
سپاه عشق، درون و برون گرفت مرا
گرفت دامن من اشک و بر درش بنشاند
کجا روم ز درد او که خون گرفت مرا
کبوتر حرمم من، گرفت بر من نیست
[...]
۷ بیت