گنجور

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۴

 

سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی

واقف ز راز این بحر چون آب جو نگردی

خود را چنان که هستی باید که وانمایی

تا چون سرآب آخر بی‌آب‌رو نگردی

یا با خدا چو ابلیس دانسته سرکشی کن

[...]

۹ بیت
مجذوب تبریزی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مراثی و نوحه‌ها » شمارهٔ ۵۴

 

چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی

بست گردش زمین آسا گرفتار سکون گردی

بنات هاشمی نیلی سلب بر ناقه عریان

زهی خجلت تو با نه محمل زرجامه چون گردی

محیط فضل را چون نقطه داخل زهی خارج

[...]

۱۱ بیت
یغمای جندقی