×
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۰
نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده است
خضر را خون در جگر این نعل وارون کرده است
مهره مومی است در سر پنجه او آسمان
آن که حال ما اسیران را دگرگون کرده است
قمری ما از پریشان ناله های دلفریب
[...]
۱۱ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹
بس که در دل آب حیوان لبش خون کرده است
زنده رود دیده را هم چشم جیحون کرده است
در غبار خاطر از حیرت فرو رفتم به خاک
تا زگنج آیینه را حسن تو قارون کرده است
از شمیم سنبل خطش به گلشن عندلیب
[...]
۸ بیت
