گنجور

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

شَعیر‌ی ز‌آن شَعار نو نمانده‌ست

و گر تازی ندانی جو نمانده‌ست

۱ بیت
نظامی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۲

 

دل خون شد و آرزو نمانده است

دیگر به تو گفت‌وگو نمانده است

تا من رفتم ز آستانت

در کوی تو آن غلو نمانده است

در زخم دل ز کهنگی‌ها

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری