×
میرداماد » دیوان اشراق » رباعیات » شمارهٔ ۹۱
آهم رخ سیاره دگرگون سازد
دردم جگر زمانه پر خون سازد
در دل چو خیال تست ترسم روزی
خون جگرش به دیده معجون سازد
۲ بیت
حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۵
صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
ملاحت کو که بر داغم نمکدان را نگون سازد؟
نباشد اینقدر،گر تیغ مژگانش گران تمکین
دل سنگین ما را مرد می باید که خون سازد
لبش گر دل نپردازد به شیرین کاری حرفی
[...]
۵ بیت
ساغر کنگاوری » غزلیات » شمارهٔ ۵۲
دل که دور فلکش خون سازد
چارهاش باده گلگون سازد
چاره درد دل مجروحم
زلف مشکین لب میگون سازد
کام اگر میطلبی عشق طلب
[...]
۵ بیت
