×
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۰
چشمم همه روز خون تراود
من دانم و دل که چون تراود
نتراوم پیش هیچ مردم
کز مردم دیده خون تراود
دل گر ز تو لخته شد محال است
[...]
۷ بیت