×
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۶
هر چند تماشا ز غرورش نتوان کرد
شادیم که دوری ز حضورش نتوان کرد
پیدا اگر از غایت قربش نتوان دید
کم نیز ز بسیاری نورش نتوان کرد
سودای تو دردیست که درمان نپذیرد
[...]
۹ بیت
