×
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰
ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم
روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم
حور خطا گفتم اگر خواندمت
[...]
۹ بیت
مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۸
بی تو بتان را چه سرور ای صنم
بتکده را بی تو چه شور ای صنم
یافته از موی تو و روی تو
دیر و حرم ظلمت و نور ای صنم
بتشکنی پیشه کند بتتراش
[...]
۸ بیت
فتحعلیشاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳
دیده غمدیده را بیتو چه نور ای صنم
در سر مجنون عشقش بیتو چه شور ای صنم
در تن مشتاق من نیست یک نفسی بیتو جان
در دل عشاق نیست بیتو سرور ای صنم
ناز و غرور ای صنم چند فروشی به ما
[...]
۵ بیت
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷
حق ز رخت کرده ظهور ای صنم
این چه ظهور است و چه نور ای صنم
قامت تو شور قیامت نمود
این چه قیام است و چه شور ای صنم
هیچ نمازی نپذیرد قبول
[...]
۱۴ بیت
نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳
با تو نخواهم رخ حور ای صنم
عقل نبازم ز قصور ای صنم
دوری تو دوزخ و وصلت بهشت
عشق تو غوغای نشور ای صنم
شرم مدار از من و غایب مشو
[...]
۱۰ بیت
